حرفاي خودموني
Sunday, September 25, 2005
 
پاییز آمد، در کنار درختان،‌لانه کرده کبوتر،‌از تراوش باران می‌گریزد
خورشید از غم با تمام وجودش پشت ابر سیاهی عاشقانه به گریه می‌سراید...



نوشته شده توسط رضا 9:01 AM
Tuesday, September 13, 2005
 
ميلاد تو
*نقشی کشید خالق هستی، نقشی ز عشق
آب و گل بهم آمیخت و زمین بوی خاک باران خورده گرفت
عطری ز یاس بیامیختش
نوری ز مهر بیافزود
وتو آمدی
شاید وقت رفتنم بود
اما
تو آمدی که بمانم
دستانم بوی عطر یاس بگیرد و
قلبم لطافت باران
و عشق معنا
و زندگیم
تو باشی و عشق و بوی خاک باران خورده ...
و امروز بهترين روز خداست، معجزه آفرينش بهار در دل تابستان، روز ميلاد تو، روز تولد مهرباني، روز خلقت شكوفه‌هاي انار، روز بي‌همتاي پيوند خنكاي نسيم و گرماي مهر، روز زايش احساس و عشق
تولدت مبارك، نه تنها به تو، كه به من نيز، كه در اين روز هديه‌اي الهي دريافت كردم، كه روز تولد واقعي من، امروز است.
و تولدت مبارك، به اميد پايداري ِ زيبايي و مهرباني. بهترين دقايق عالم ازآن ِ تو باد كه آمدي و بر خاك چشم من، منت نهادي.




----
* دقايقي عاشقانه

نوشته شده توسط رضا 10:05 AM
 

Powered by Blogger

This page is powered by Blogger, the easy way to update your web site.

(Best Weblogs) بهترين وبلاگ های ايرانیPersian Weblogs Listbest weblog service provider